• کلیپ مهدوی
  • داستان سیب ممنوعه و ازدواج عجیب پدر مقدس اردبیلی

    ویدیو

    مقدس اردبیلی، نامی گره‌خورده با تقوا و تشرف به محضر امام زمان (عج) است. اما ریشه این مقامات معنوی از کجا شکل گرفت؟ پاسخ این سؤال به حدود هشتاد سال پیش از تولد او و به یک روز گرم تابستانی برمی‌گردد؛ داستانی که از زبان یک سیب سرگردان در جوی آب روایت می‌شود!

     

    ​گازی که لرزه بر اندام انداخت

    ​ماجرا از نگاه یک سیب سرخ و خوشمزه آغاز می‌شود که در آب خنک جویباری تند و روان، شناور بود. ناگهان دستی او را از آب می‌گیرد؛ جوانی پاک‌سیرت که بی‌اختیار گازی به آن سیب می‌زند. اما شیرینی سیب خیلی زود جای خود را به ترسی عمیق می‌دهد. جوان به خود می‌لرزد و می‌گوید: «صاحبش کیست؟ شاید راضی نباشد.»
    ​او که تحمل یک لقمه شبهه‌ناک را نداشت، سیب دیم‌خورده را در دست می‌فشارد و مسیر جوی آب را برعکس طی می‌کند تا صاحب باغ را پیدا کند.

     

    ​شرطی حیرت‌انگیز برای یک حلالیت ساده

    ​جوان، درِ باغ را می‌زند و با اضطراب ماجرا را برای پیرمرد صاحب باغ تعریف می‌کند و می‌گوید: «من اهل خوردن مال حرام نیستم؛ شما راضی هستید؟» پیرمرد که از صداقت و پاکی این جوان به وجد آمده بود، چشمانش برق می‌زند و شرطی بسیار سنگین برای حلال کردن سیب می‌گذارد:
    ​«باید با دختر من ازدواج کنید تا آن سیب حلال شود. اما قبل از عقد باید بدانی… دخترم کچل است، لال است، کور است و لَنگ!»

    ​جوان غرق در حیرت و شرم می‌شود. با خود زمزمه می‌کند: «یا صاحب‌الزمان، چه کنم؟» اما سرانجام برای اینکه ذره‌ای لقمه حرام در وجودش نماند، سرش را بالا می‌گیرد و می‌گوید: «حفظ دینم بهتر است؛ قبول می‌کنم.» صیغه محرمیت خوانده می‌شود و جوان با دلی لرزان به سوی اتاق عروس می‌رود.

     

     

    ​پرده‌برداری از حقیقتِ میوه‌ی باغ صالحان

    ​وقتی جوان وارد اتاق می‌شود، با صحنه‌ای روبرو می‌شود که او را میخکوب می‌کند؛ دختری بسیار زیبا، سالم و باوقار از جا بلند می‌شود و سلام می‌کند. جوان که گمان می‌کرد اشتباهی رخ داده، سراسیمه به بیرون می‌دود و به پیرمرد می‌گوید: «آقا، این دختر شما نیست! اینکه هیچ ایرادی ندارد!»
    ​پیرمرد با خنده‌ای شیرین، راز توصیفات عجیبش را برملا می‌کند:

    • ​کچل است: چون مویش را هیچ نامحرمی ندیده است.
    • ​لال است: چون صدایش را هیچ نامحرمی نشنیده است
    • کور است: چون چشمش به روی هیچ حرامی باز نشده است.
    • ​لنگ است: چون پایش به جایی که امام زمانش ناراضی باشد، نرفته است.

    ​صاحب باغ به جوان می‌گوید: «این میوه، ثمره سال‌ها تلاش من است و تو لایق این میوه‌ای.»

     

    ​آغوش باز امام زمان (عج) برای منتظران

    ​این پیوند پاک، ثمره‌ای بی‌نظیر داشت؛ تولد عالمی بزرگ به نام مقدس اردبیلی.
    همان‌طور که در پایان این روایت شنیدیم، اگرچه داشتن پدر و مادری پاک در رسیدن به مقامات معنوی مؤثر است، اما آغوش امام زمان (عج) به روی همه ما باز است. حضرت از هر پدر و مادری مهربان‌تر هستند؛ تنها کافی است برای رسیدن به دیدار ایشان، «خوردن میوه‌های ممنوعه» را کنار بگذاریم.

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *