**گاهی یک دیدار، تمام زندگی انسان را تغییر میدهد…** محمود و احمد در نوجوانی، در دل بیابان، با شخصیتی ناشناس و نورانی روبهرو میشوند؛ دیداری که بعدها زندگی هر دوی…
چشمانش باز شد؛ دو حدیث، روح و جانش را به چالش کشید. قلبش پاک بود؛ تحقیق کرد؛ کلام رسول الله را صحیح یافت: «هر کس بمیرد و امام زمانش را…
سنی بودیم. اهل بیت را نمیشناختیم!! گم شدیم؛ مرگ به چند قدمی ما رسیده بود… متوسل شدیم به رسول خدا… اما او آمد، برای یک نجات ابدی…
خبر در شهر پیچید، جنگ خواهد شد. خبرها حکایت از قدرت لشگرِ دشمن داشت؛ ده هزار نفر، ششصد شتر، و ما بیشتر از سه هزار نفر نبودیم. جنگی سرنوشتساز در…
او از ملاقاتش با امام زمانش می گوید؛ از تغییر در زندگیاش به لطف نفسهای حضرت مهدی علیهالسلام؛ سرد و تاریک بود، کمی مثل روزگار ما… مرگ به او نزدیک…
راز خادم گمنام مدرسه چه بود؟ | داستانی تکاندهنده از یاران امام زمان (علیهالسلام) وقتی یک طلبه جوان نیمهشب از خواب بیدار شد، با صحنهای عجیب روبهرو شد؛ نوری خیرهکننده…
روزی که چهره زیبایِ حیدریات بر جنازه پدر عیان شد؛ قلوب شیعیان آرام شد. اینبار که برگردی؛ آغاز آرامش جهانی و ابدی است… برگرد…
سفری تاریخی… پیامی برای تمام شیعیان… یک راه نجات ابدی برای اهل تعقل…
پایههای مصايب اهل بیت از کجا سرچشمه میگیرد؟! ▪️در قسمت هفتم از مجموعه «عمود آخر»، همقدم با امام زمان (عج) و در کنار کاروان اسرای کربلا، در مسیر پر از…
محاصره طولانی شده بود. دو هفته میگذشت و لشکر مسلمانان نمیتوانستند قلعه سوم خیبر را فتح کنند. یهودیان داخل قلعه از این موضوع به شدت خوشحال بودند؛ چرا که دو…