• صوت مهدوی
  • حکایت شهدِ محبت مولا؛ وقتی دشمن از مهربانی امام زمانش می‌ترسید!

    پادکست

    تصور کنید دشمنانتان شما را به قدری بشناسند که به فرستاده‌ی خود بگویند: «مراقب باش! در چشمانش نگاه نکن، با او هم‌کلام نشو، وگرنه مجذوبش می‌شوی!» این دقیقاً همان هشداری است که در صدر اسلام، طلحه و زبیر به فرستاده‌ی خود دادند تا مبادا تحت تأثیر اخلاق بی‌نظیر امیرالمؤمنین (ع) قرار بگیرد. اما مگر سیره و جاذبه‌ی اهل‌بیت چگونه است که دشمنان هم از آن وحشت دارند؟

     

    شستشوی مغزی یک فرستاده!

    امام صادق (علیه‌السلام) در روایتی شنیدنی می‌فرمایند: طلحه و زبیر شخصی به نام «خِداش» را مأمور کردند تا پیغامی را به امام علی (ع) برساند. اما پیش از رفتن، او را به شدت شستشوی مغزی دادند.

    آن‌ها که از جاذبه‌ی بی‌نظیر امام آگاه بودند، به خداش گفتند: «حواست باشد علی تو را جذب نکند. از علی خوشت نیاید! اگر رفتی پیش او و گفت بیا در خلوت صحبت کنیم، قبول نکن. در صورت علی نگاه نکن و با او اُنس نگیر!» کار به جایی رسید که حتی به او گفتند فلان آیه قرآن (آیه سخره) را بخوان تا سِحر او روی تو اثر نکند!

     

    مواجهه با اقیانوس رأفت و مهربانی

    خِداش با یک دنیا ترس، گارد بسته و پیش‌فرض منفی وارد شد. اما برخورد امیرالمؤمنین (ع) با فرستاده‌ی دشمنان قسم‌خورده‌اش چگونه بود؟ حضرت با گشاده‌رویی و لحنی سرشار از محبت فرمودند:

    «مَرحَباً یا اَخا بَنی عَبدِالقَیس» (خوش آمدی ای برادر از قبیله بنی عبدالقیس).

    سپس با مهربانی از او خواستند تا در فضایی خصوصی و راحت صحبت کنند و دستور دادند از او به گرمی پذیرایی شود. همین رفتار کریمانه، تمام نقشه‌ها و کینه‌های طلحه و زبیر را نقش بر آب کرد. این اخلاق همیشگی و سیره‌ی بی‌بدیل امیرالمؤمنین بود؛ جذبه‌ای از جنس نور که تاریک‌ترین دل‌ها را هم روشن می‌کرد.

     

    امام زمان (عج)؛ وارث همان مهربانی

    این داستان تاریخی، تنها یک خاطره از گذشته نیست؛ بلکه پیامی زنده برای امروزِ ماست. امامی که اکنون سایه‌ی سر ماست و حجتِ خدا بر روی زمین است، یعنی حضرت مهدی (عج)، وارثِ بی‌کم‌وکاستِ همان اخلاق و رأفتِ علوی است.

    راوی پادکست در اینجا تلنگری دردناک می‌زند: «این آقا که الان امامِ ماست، بی‌نهایت مهربان است… حتی با غریبه‌ها و کسانی که با او فاصله‌ها دارند. اما حیف که عمر می‌گذرد و ما طعم محبت او را نچشیده‌ایم.»

     

    پناه بردن به آغوش پدرانه‌ی امام عصر

    ما چقدر به این درگاه رفته‌ایم؟ چقدر از او خواسته‌ایم که ما را بپذیرد؟ با وجود تمام فاصله‌هایی که خودمان ایجاد کرده‌ایم، او همچنان با نگاهی پدرانه منتظر بازگشت ماست. تنها راه نجات در این دورانِ سرگردانی این است که مانند خِداش، گارد خود را بشکنیم، به پیشگاه حضرت برویم و بگوییم: «آقا جان! ما جایی نمی‌رویم، تا زمانی که ما را به آغوش مهربانیِ خودت برگردانی…»

     

    🎧 شنیدن حکایت:

    برای درک بهترِ این روایت شنیدنی و ارتباط دلی با امام زمان (عج)، پیشنهاد می‌کنیم این حکایت را با دقت بشنوید.

    جعبه دانلود رسانه و فایل‌ها
    حکایت "شهدِ محبت مولا" با کیفیت بالا
    دانلود
    برچسب‌ها :

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *