• کلیپ مهدوی
  • چرا پیامبر بر جنازه این صحابی نماز نمی‌خواند؟! (بر اساس داستان واقعی)

    ویدیو

    داستان از جایی شروع می‌شود که روحی سرگردان، در کنار جسد بی‌جان خود ایستاده است. او یکی از اصحاب پیامبر (ص) است که دستش از دنیا کوتاه شده و حالا با التماس از اطرافیانی که صدایش را نمی‌شنوند می‌خواهد به جسدش دست نزنند. او که با وجود سال‌ها عبادت، نماز و جهاد، در وضعیتی اسفناک گرفتار شده، داستان نابودی اعمالش را مرور می‌کند.

     

    توطئه زهرآلود پس از فتح خیبر

    پس از پیروزی لشکر اسلام در جنگ خیبر به لطف بازوی توانمند امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام)، کینه‌های دشمنان یهود شعله‌ورتر شد. سردمداران یهود از احساسات پیرزنی داغدار سوءاستفاده کردند تا پیامبر اکرم (ص) را به شهادت برسانند. این پیرزن باهوش، پیامبر (ص)، حضرت علی (ع) و چند تن از صحابه (از جمله همین فردی که داستان از زبان او روایت می‌شود) را به مهمانی دعوت کرد و گوسفند بریانی را که به بدترین زهر آغشته شده بود، پیش روی آن‌ها گذاشت.

     

    بی‌ادبی به ساحت امام معصوم؛ نقطه‌ی آغاز سقوط

    راز بدبختی این صحابی درست در همین مهمانی رقم خورد. او پیش از رسول خدا (ص) دست به سمت غذا برد. در این لحظه، صدای استوار حضرت علی (ع) به گوش رسید که فرمودند: «پیش‌دستی نکن در غذا، که در حضور پیامبر به دور از ادب است.» اما صحابی به جای پذیرش حرف امام، با لحنی طعنه‌آمیز گفت: «علی! فکر می‌کنی رسول الله بخیل است؟» امام پاسخ دادند: «بحث ادب است نه بخل؛ اگر از رسول خدا پیشی نگیری سالم می‌مانی.» اما او نپذیرفت، لقمه را جوید و زهر وارد بدنش شد.

     

    معجزه ای عجیب و دعای شفا

    در همان لحظه معجزه‌ای رخ داد؛ کتف بریان‌شده گوسفند به زبان آمد و گفت: «یا رسول الله، این زن مرا مسموم کرده… مخورید از من.» پیامبر (ص) با تبسم، دعای خاصی (بسم الله الشافی، بسم الله الکافی…) خواندند و سپس همه یاران از آن غذا خوردند، بی‌آنکه اثری از سم در بدن آن‌ها بماند. تنها کسی که به خاطر بی‌ادبی به هشدار امیرالمؤمنین، زهر در جانش اثر کرد، همان صحابی بود. زن یهودی نیز با دیدن این معجزه مسلمان شد.

     

    امتناع پیامبر (ص) از خواندن نماز میت

    چند ساعت بعد، صحابی بر اثر همان زهر جان باخت. اما فاجعه اصلی پس از مرگ او رخ داد. وقتی از پیامبر (ص) خواستند تا بر پیکر او نماز بخوانند، حضرت فرمودند:

    «بر او نماز نمی‌خوانم و دفنش نمی‌کنیم، تا زمانی که علی او را حلال کند! اگر علی او را حلال کرد، سمی که خورد کفاره گناهش می‌شود.»

    پیامبر (ص) توضیح دادند که چون این فرد از روی «مزاح و نادانی» با علی (ع) چنین رفتاری کرد، با شفاعت او بخشیده می‌شود، اما اگر جسارت او جدی و از روی کینه بود، تمام اعمال نیکش نابود (حبط) می‌شد.

     

    نجات در گرو رضایت ابوالحسن (ع)

    صحابیِ مرده، تازه در آن لحظه جایگاه امیرالمؤمنین را درک کرد و فهمید تمام نمازها و جهادهایش در گرو رضایت علی (ع) است. طولی نکشید که حضرت علی (ع) بر بالین او حاضر شدند و با نهایت رأفت فرمودند: «خدا تو را بیامرزد، تو بسیار روزه می‌گرفتی و به عبادت می‌ایستادی.» وقتی علی (ع) برای او طلب رحمت کرد، پیامبر (ص) فرمودند: «اگر یکی از مرده‌ها بی‌نیاز از نماز منِ پیامبر باشد، همین براء است، چرا که علی برای او طلب رحمت نمود.»

     

    درس بزرگی برای امروزِ ما

    این داستان واقعی از دل تاریخ، پیام روشنی برای همه ما دارد: مسیر بهشت از میان لبخند و رضایت امام زمان می‌گذرد. در ضیافت این دنیا، باید مراقب باشیم که در برابر حجت خدا، مطیع، باادب و خدمتگزار بمانیم وگرنه تمام اعمالمان بی‌ارزش خواهد بود. شما چه فکر می‌کنید؟ چقدر در زندگی روزمره، اعمالمان را با ترازوی رضایت امام زمان (عج) می‌سنجیم؟

    ثبت دیدگاه

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *